زندگي فرصت بس کوتاهيست...تا بدانيم که مرگ... آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست...مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانيم پس از خواب زمستاني خاک... نفس سبزبهاري جاريست
|
+ نوشته شده توسط ندا جون در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت
7:40 قبل از ظهر |
مــی انــدیــشــــم....
قطره ای هم بر كویر چشمانم بریزم؟
از ناله های شبانه ام آرام بگیرند؟
+ نوشته شده توسط ندا جون در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت
11:24 بعد از ظهر |
مــی انــدیــشــــم....
قطره ای هم بر كویر چشمانم بریزم؟
از ناله های شبانه ام آرام بگیرند؟
+ نوشته شده توسط ندا جون در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت
11:24 بعد از ظهر |
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند
ازم پرسيد: دوستم داري؟ گفتم آره...گفت چقدر؟ گفتم از اينجا تا خدا...اشک تو چشاش جمع شد و گفت: مگه الان نگفتي که خدا از همه چيز به ما نزديک تره
رفاقت به معني حضور در کنار فردي ديگر نيست بلکه به معني حضور در درون اوست....
عشق مانند جنگ است......آسان شروع مي شود.......سخت پايان مي يابد.........و فراموش کردنش محال است.
يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه ! اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست
شبها خوابت نمي بره ستاره ها را بشمر، اگه كم اومد قطره هاي بارون رو بشمر، اگه بند اومد به رفاقتمون فكر كن چون نه كم مياد نه بند مياد
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند
اگه يه روز ديدي که تموم درخت هاي کوچه و محلتونو بريدن اصلا ناراحت نشو ... چون هنوز منو داري که بهم تکيه کني
تيك تيك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستي ها هيچگاه نمي ميرند
+ نوشته شده توسط ندا جون در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت
11:45 قبل از ظهر |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
آنقدرها مرده ام که بيفتم از چشمهات که له شوم زير قدمهات آهسته آهسته که می آيی بوی خاک باران خورده می آيد تا دستهات شانه هايم تکان می خورد تا گر گرفته جنازه ام زير بارش يکريز پروانه هات دفن می شدم زنی کل می کشد روسری های سياه در باد را دستهای به سمت آسمان بالا که هنوز عاشق آوازهات دريا را با من قدم می زنی؟ چهار گوشه ی سهم من امشب ماه ندارد با کمان ابروهات وخيل زخمها که می زنی فاتحه بر لب / داغ استکانها / وداغ بوسه هات بر دل پيشانی نوشتم را بر اين سنگ حک کنيد + نوشته شده توسط ندا جون در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت
11:24 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط ندا جون در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت
7:57 بعد از ظهر |
1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه
2.خون وقتي مياد بيرون
ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد.
3.خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه.
4.جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه.
5.خون هميشه مال درد و غمه ولي
اشک بعضي وقتا مال شادي واز رو خوشيه
+ نوشته شده توسط ندا جون در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت
7:44 بعد از ظهر |
معناي دوست داشتن رو فهميدم ولي ... معناي دل تنگي رو فهميدم ولي... معناي عشق رو فهميدم ولي...
ولي خيلي دير خيلي دير
"ومن در کنج تنهایی ام
+ نوشته شده توسط ندا جون در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت
7:42 بعد از ظهر |
به زبان ایتالیایی
: Ti Amo
به زبان یونانی
: S'ayapo philo Su
به زبان روسی
: Ya vas liubli
به زبان پرتقالی
: Amo - te
به زبان فارسی
: Dooset Daram
به زبان آلمانی
: Ich liebe dich
به زبان اسپانیایی
: Te quiero
به زبان سوئدی
: Jag a Iskan dig
به زبان هندی
: Mai tujhe pyaar kartha ho
به زبان فرانسه
: Je t'aime
به زبان ارمنی
: Jiroum em kez
به زبان انگلیسی
: I Love You
به زبان ترکی
: Seni seviyo rum
به زبان دانمارکی
: Jeg elsker dig
به زبان چینی
: Mi tuzya var ruem karata
به زبان سوئیسی
: Cha'ha di ga''rn
به زبان برزیلی
: Eu te
به زبان هلندی
: Ik hou van jou
به زبان عربی
: Ohebbak
+ نوشته شده توسط ندا جون در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت
7:39 بعد از ظهر |
![]() ![]()
بگوييد بر گورم بنويسند زندگي را دوست داشت
در قمار زندگــــي عاقبت ما باخــــــتيم بسکه تکخال محبت بر زمين انداختيم
((به مد پوشان بگوييد آخرين مد كفن است))
((به نامردان بگوييد از سوز درد نامردي مردم)) + نوشته شده توسط ندا جون در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت
7:24 بعد از ظهر |
|
|